عطا ملك جوينى
105
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
و « 1 » يازر « 2 » و دهستان شراب چون آب مىكشيدند و علوفات بىحساب نقل مىكردند و منزل به منزل مىنهاد ، و از آنجا كوچ بود « 3 » تا بخبوشان « 4 » رسيدند و آن قصبه ايست « 5 » كه از اوّل خروج لشكر مغول تا اين سال معطّل و خراب مانده بود و ابنيه و اماكن آن يباب گشته و تمامت كاريزها بىآب شده چنانك بيرون « 6 » ديوارهاى مسجد جامع ديوار بر پاى نبود ، و پيشتر از آن از سكّان و رعاياى آن ربعى از آن قصبه را بيع كرده بودم چون هوس و ميل پادشاه بعمارت خرابيها مشاهده افتاد قضيّهء « 7 » آن قصبه عرضه داشتم پادشاه آن سخن را اصغا فرمود و f . 148 b بتأسيس « 8 » عمارت كاريز و رفع ابنيه و نصب بازار و خفض عيش رعايا و جمع ايشان يرليغ داد چنانك هرچ در عمارت آن صرف مىشد از خزانه نقد فرمود تا بر رعايا حملى نيفتد تمامت قنوات آن بعد از انقطاع جارى شد و ارباب بعد از جلاء سنين بازآمدند و از قهستان « 9 » دهاقين و مقنّيان آوردند و آنجا ساكن گردانيد « 10 » و كارخانها بنا فرمود « 10 » و باغى اساس نهاد « 10 » متّصل جامع ، و جامع آن و مزار خراب گشته بود صاحب اعظم سيف الدّين آقا « 11 » سه هزار دينار زر بفرمود تا عمارت آن آغاز نهادند و احياى آن كردند ، مدّت يك ماه در حدود
--> ( 1 ) ب ه اين واو را ندارند ، ( 2 ) كذا فى آ ب ح ، ز : بازر ، ج د : بارز ، ه : نازر ، ( 3 ) كذا فى خمس نسخ ، د : كرد ، ح ندارد ، ( 4 ) كذا فى ه ، آ : بخبوشان ؟ ؟ ؟ ، ب بتصحيح جديد : بخبوشان ؟ ؟ ؟ ، ز : بخيوشان ، ج : بحوسبان ؟ ؟ ؟ ، ح : محبوسان ؟ ؟ ؟ ، د : بحنوشان ، جامع كاترمر 182 : و بعد از آن بخبوشان آمدند كه مغولان قوچان ميگويند ، ( 5 ) آ ب ح : قصبهء است ، ( 6 ) يعنى : بجز ، ( 7 ) آ : قصيهء ، ب د ه ح : قصّهء ، ( 8 ) آ ج : باساس ، ( 9 ) د : دهستان ، ( 10 ) فاعل اين افعال « ارباب » سابق الذّكر است بقاعدهء معروف افراد فعل معطوف بجمع ، جامع كاترمر 182 : و كارخانه بنا كردند و در جنب جامع باغى ساختند ، ( 11 ) ز : اغا ، ه : بيتكجى ( بجاى « آقا » ) ، - براى شرح حال اجمالى از اين سيف الدّين رجوع كنيد بمقدّمهء ج 1 ص ل ح 2 ،